پرسش اين است که "آن پيامبري که در مقابل آن کاريکاتورها و اين مواضع از او دفاع ميکنند کيست و کجاست؟"مگر نمي گويند که خداوند او را "مهربان عالم و آدم" خوانده است؟ پس چگونه است که انبوهي از پيروان همان پيامبر٬ امروز در سايه مناره هائي که بر رسالت او شهادت مي دهند٬ زبان در دشنام و شمشير٬ بيرون از نيام دارند و خودکامگي و فقر و نفرت توليد مي کنند؟
حکومت ها و جريان هاي اسلامگرا و اصولگرا در عربستان٬ عراق٬ افغانستان٬ پاکستان٬ ليبي٬ سوريه٬ سودان٬ فلسطين٬ لبنان٬ ايران و ... و هواداران پرشمارشان هر روشي را براي رسيدن به اهداف خود مجاز مي شمارند.
بر صدها عمليات استشهادي و هزاران کشته و مجروح و ويرانه و انبوهي از عقب ماندگي ها و درماندگي هاي شان مقدساتي چون جهاد٬ شهادت و زهد نقش بسته است .
طرفه آنکه وقتي کاريکاتورهائي ضد پيامبر٬ منتشر شد بسياري از مسلمانان در نقاط مختلف جهان واکنش هاي خود را در چنان رفتارهاي ضد اخلاقي نشان دادند که تائيد مفهوم مورد نظر طراحان و ناشران کاريکاتورها بود و اين روزها نيز در حال تکرار است ...
نقل از روزآنلاين
1نظر
- در ساعت January 02, 2010, Sadegh نوشته
-
حیف که اینجا جای بحث نیست... بهرحال مواردی که فکر کنم مفید باشد را میگویم.
۱) در بین احادیث، میتوان گفت که بسیاری از آنها جعلی هستند.
۲) به چه دلیل مطمئن شدی که قرآن را یک یا چند نفر نوشتهاند و سخن خدا نیست؟ ترجمههای مختلفی برای قرآن نوشته شده، نمیتوان از روی ترجمههای قرآن قضاوت کرد، زیرا همانطور که میدانی، ترجمهی متن با متن اصلی متفاوت است و نمیتوان گفت که این ترجمه، دقیقا ترجمهی همان متن اصلی باشد و حتی ممکن است که ترجمه نتوان منظور اصلی متن عربی را برساند.
۳) من در دین اسلام خیلی کنکاش کردم، حتی در رابطه با وجودیت خدا هم فکر کردم و میبینی که دیوانه نشدم چون منطقی فکر کرده بودم. شاید اگر غیر منطقی فکر میکردم، آن وقت دیوانه میشدم! اینطور بگویم که بر خلاف مطالب موجود در این بلاگ، من با منطق بود که اسلام را باور کردم.
۴) جریان «مرتد» هم فرق میکند :) دین اسلام را باید بر اساس منطق پذیرفت، پس زمانیکه شما با منطق این دین را قبول کردید، هرگاه از این دین خارج شوید یعنی بر خلاف منطق خود عمل میکنید.
لينك به اين نوشته
